میگن توی زمانای قدیم توی یه روستا الاغی توی چاه افتاد مردم جمع شدن و تلاش کردن الاغ بیچاره را ازچاه بیرون بیارن ولی موفق نشدن و دراخر با نظر جمع تصمیم گرفتند که الاغ را زیر خاک دفن کنند تا زجر مرگ تدریجی را متحمل نشه...
خلاصه مردم با سطل خاک ریختن و اون الاغ بیچاره هم پس از ریزش خاک تکون میخرد و خاک را از روی خودش کنار میزد تا اینکه انقدرخاک درون چاه ریخته شد که کف چاه تقریبا هم سطح زمین شد و خر بیچاره نجات پیدا کرد...
...........
نظر شما چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
گاهی وقتابعضیا عجب تصمیم هایی میگیرن و چی جواب میده...
مشکل ازخودنماییه
اول میخواستن بانجات الاغ خودشونونشون بدن دیدن نمیتونن
گفتن بزاربا کشتنش به هدفمون برسیم اما اگه بخاطرخدا بودکارشون اینطورنمیشدخداهم نیازی به دستای این خودنماها نداره
یدالله فوق ایدیهم...