ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 |
8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 |
15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 |
22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 |
29 | 30 |
روزی دوستی از ملانصرالدین پرسید : ملا ، آیا تا بحال به فکر ازدواج افتادی ؟
ملا در جوابش گفت : بله ، زمانی که جوان بودم به فکر ازدواج افتادم
دوستش دوباره پرسید : خب ، چی شد ؟
ملا جواب داد : بر خرم سوار شده و به هند سفر کردم ، در آنجا با دختری آشنا شدم که بسیار زیبا بود ولی من او را نخواستم ، چون از مغز خالی بود
به شیراز رفتم : دختری دیدم بسیار تیزهوش و دانا ، ولی من او را هم نخواستم ، چون زیبا نبود
ولی آخر به بغداد رفتم و با دختری آشنا شدم که هم بسیار زیبا و همین که ، خیلی دانا و خردمند و تیزهوش بود . ولی با او هم ازدواج نکردم
دوستش کنجکاوانه پرسید : چرا ؟
ملا گفت : برای اینکه او خودش هم به دنبال چیزی میگشت ، که من میگشتمهیچ کس کامل نیست
اینگونه نگاه کنیم...
مرد را به عقلش نه به ثروتش .
زن را به وفایش نه به جمالش .
دوست را به محبتش نه به کلامش .
عاشق را به صبرش نه به ادعایش .
مال را به برکتش نه به مقدارش .
خانه را به آرامشش نه به اندازه اش .
اتومبیل را به کاراییش نه به مدلش .
غذا را به کیفیتش نه به کمیتش .
درس را به استادش نه به سختیش .
دانشمند را به علمش نه به مدرکش .
مدیر را به عمل کردش نه به جایگاهش .
نویسنده را به باورهایش نه به تعداد کتابهایش .
شخص را به انسانیتش نه به ظاهرش .
دل را به پاکیش نه به صاحبش .
جسم را به سلامتش نه به لاغریش .
سخنان را به عمق معنایش نه به گوینده اش
......................................................................
سلااااااااااااااااااااااااااام
«کاش بودی ...»
کاش بودی تا دلم تنها نبود
تا اسیر روزگار و قصه فردا نبود
*
کاش بودی تا سرود زندگی
بیطنین، بینطق و بیآوا نبود
*
کاش بودی تا برای قلب من
زندگی بیلطف و بیمعنا نبود
*
کاش بودی تا لبان سرد من
قصهگوی غصّه و غمها نبود
*
کاش بودی تا دو چشم خستهام
پر خروش چون موج و چون دریا نبود
*
کاش بودی تا بهاران دلم
اینچنین پر سوز و پر سرما نبود
*
کاش بودی تا که با رویاندن گلهای باغ
چهرة زشت و قبیح خار و خس پیدا نبود
*
کاش بودی تا که خورشید وآفتاب
سایهای محو رخ شبها نبود
*
کاش بودی تا تماشایت کنم حتی اگر
بعد از آن چشمان من بینا نبود
*
کاش بودی، کاش میشد، کاشکی
کاشهایم بیثمر، در حدّ یک رویا نبود!
این روزا همه یه جورایی دلشون گرفته...
اره خیلیم دلگیر شده روزگار...
هرچی فکر کردم که چاره واسش پیدا کنم...
باین نتیجه رسیدم که فقط بگویم..
الهم عجل لولیک الفرج...
شاد باشید
بی اجازه میزارمش تو وبلاگم.ههههه
سلام بداخلاق خوشم اومد
سلام مجهول الاخلاق...
شما؟
you?
کی بیدی؟
خداروشکر که خوشتون اومده...