چرا رفتی...؟ سکوت...

1394,03,05 ساعت 00:48


چرا رفتی چرا من بی‌قرارم
به سر سودای آغوش تو دارم
نگفتی ماه تاب امشب چه زیباست
ندیدی جانم از غم ناشکیباست
چرا رفتی چرا من بی‌قرارم
به سر سودای آغوش تو دارم

♫♫♫♫♫♫

خیالت گرچه عمری یار من بود
امیدت گرچه در پندار من بود
بیا امشب شرابی دیگرم ده
ز مینای حقیقت ساغرم ده
چرا رفتی چرا من بی‌قرارم
به سر سودای آغوش تو دارم

♫♫♫♫♫♫
چرا رفتی چرا من بی‌قرارم
به سر سودای آغوش تو دارم
نگفتی ماه تاب امشب چه زیباست
ندیدی جانم از غم ناشکیباست
چرا رفتی چرا من بی‌قرارم
به سر سودای آغوش تو دارم

♫♫♫♫♫♫

دل دیوانه را دیوانه‌تر کن
مرا از هر دو عالم بی‌خبر کن

♫♫♫♫♫♫

بیا امشب شرابی دیگرم ده
ز مینای حقیقت ساغرم ده
چرا رفتی چرا من بیقرارم
به سر سودای آغوش تو دارم

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد