X
تبلیغات
رایتل

سکوت...

1392,11,20 ساعت 22:07

...من عقابی بودم که نگاه یک مار سخت آزارم داد بال بگشودم و سمتش رفتم از زمینش کندم به هوا آوردم آخر عمرش بود که فریب چشمش، سخت جادویم کرد در نوک یک قله، آشیانش دادم که همین دل رحمی، چه بروزم آورد عشق، جادویم کرد زهر خود بر من ریخت از نوک قله زمین افتادم

نظرات (2)
1392,12,04 ساعت 09:59
خیلی قشنگ بود!
بابا عقاب
امتیاز: 2 0
1392,12,11 ساعت 20:50
nicee
امتیاز: 1 0
پاسخ:
خودتون خوبین!!! نروژ هوا گرم نشده??? چند ماه زمستونه??!!?!!
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد